تسلیت به ایران

خرید بک لینک

ما چند نفر

در کافه ای نشسته ایم

با موهایی سوخته و

سینه ای شلوغ از خیابان های تهران

با پوست هایی از روز

که گهگاه شب شده است

ما چند اسب بودیم

که یال نداشتیم . چمنزار نداشتیم

ما فقط دویدن بودیم

و با نعل های خاکی

از گلوی گرفته ی کوچه ها بیرون زدیم

درخت ها چماق شده بودند

و آنقدر گریه داشتیم

که در آن همه غبار و گاز

اشک های طبیعی بریزیم

ما شکستن بودیم

و مشت هایی را که در هوا می چرخاندیم

عاقبت برمیز کوبیدیم

و مشت هامان را زیر میز پنهان کردیم

و مشت هامان را توی رختخواب پنهان کردیم

و مشت هامان را در کشوی آشپزخانه پنهان کردیم

و مشت هامان را در جیب هامان پنهان کردیم .....باز کن مشتم را !

هر کجای تهران که دست می گذارم .درد می کند

هر کجای روز که بنشینم .شب است

هر کجای خاک .........

شاعر :گروس عبدالملکیان

گل دسته 5...

ما را در سایت گل دسته 5 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:49

صفحه بندی