حیفم آمد قبل از اینکه وارد ماجرای ادامه پرونده دادگاه شوم موضوع
وسوسه های جنسی را نگویم .
بانوی قصه گو ادامه می دهد :
از زمانی که ماجرا ی جداشدنمان شروع شد . ودادگاه روند قانونی . زمان بر خود را
طی می کرد تقریبا روزانه پیام هایی جنسی از سوی فرد یا
افراد ناشناس روی گوشی همراهم دریافت می نمودم .
پیام هایی که نویسنده .مطمینا انتظار جواب داشت .
هر بار شماره ای که روی گوشی افتاده بود را می گرفتم اعلام خاموشی می شنیدم .
از حدود پنج شماره های مختلف. برایم پیغام های جنسی نوشته می شد .از سوی
فرد یا افرادی نادیده که خود را شیفته و واله !من نشان می دادند و
خواستار برقراری ارتباط بودند !.
علاوه بر پیغام ها گاها تماس یک مرد هم با هدف فوق مزید برماجرا می شد .
بدون رد و بدل نمودن کلامی قطع می نمودم .
خیلی کلافه بودم . بد جور این مزاحمت ها روانم را می خراشیدند .جوری که روی
تمرکزم برای پیشبرد پرونده تاثیر می گذاشت .
عاقبت یک روز به شرکت مرکزی ایرانسل مراجعه موضوع را گفتم .
حدود پنج شماره با عنوان "مزاحم 1 تا 5 " در گوشی ذخیره کرده بودم .
مسئول شرکت .چندتایی را گرفت. بعد از اینکه مطمین شد واقعا مزاحم هستند گفت:
" دوتایشان را قطع کردم لکن .متاسفانه نمی توانم نام صاحب شماره ها را
به شما بگویم .نیاز به حکم دادگاه دارید "
در آن سال ها هنوز ردگیری مزاحمت های تلفن همراه. پیشرفت
تکنولوژیکی امروز را نداشت .
به هر حال همین مقدار هم برای اخطار .خوب بود .اما اندکی بعد
با شماره های دیگر مزاحمت ها همچنان ادامه یافت ! .من هم توان مراجعه مجدد
به شرکت ایرانسل را در میان کلی گرفتاری.ها نداشتم .
از طرف دیگر وکیل مجرد همسرم به محض اینکه فرصت پیدا می نمود پرسش های
عجیبی می کرد مثلا :
"با خانمی قصد ازدواج دارم مشکل زنانگی دارد و....."
انگار من پزشک هستم !.
با وجودی که با عصبانیت اظهار می نمودم :
"شما وکیل همسرم هستید به وظایف خود بهتر است عمل کنید "
اما طرف از رو نمی رفت .باز فرصت می یافت پرسش های عجیب خود را تکرار
می نمود !که کمترین ربطی به پرونده نداشت !
عاقبت یک روز شماره همراه همسرم را گرفتم که بگویم :
"خجالت بکش .تو را نمی دانم اما من از این حرف هایم گذشته .اگر بس نکنی
موضوع را در دادگاه مطرح می کنم "
که صدای معشوقه را شنیدم .
سکوت نمودم . او چندین بار نام وکیل را گفت .
فکر می کنم منتظر تماس وکیل بود .با این تصور که صدایش را نمی شنود.
بدون کمترین صحبتی قطع نمودم زیرا مطمین بودم صدایم را بشنود شروع به فحاشی
می نماید .سابقه داشت .بنابراین :
موضوع مزاحمت ها را با ذکر سند .در یکی از دادگاه ها که داشتیم مکتوب و
مطرح نمودم . همواره همسرم اظهار بی اطلاعی از ماوقع می نمود و گاهی
گناه را روی دوش وکیل می انداخت! ( البته بعد از عزل اجباری وکیل )
پس از اینکه در آخرین مرحله جهت طلاق به محضر رفتیم .ناگهان کلیه
تماس های جنسی و پیام های اغواگرانه قطع گردید !.درست مثل چراغی که یکباره
خاموش شود !!
صد البته عامل یا عاملان در صدد بودند .به این پیغام ها یا تماس ها
پاسخ دهم تا یتوانند جهت محکوم نمودنم به عنوان مدرک مستند
به دادگاه ارایه دهند و اینکه :
"شما با یک زن هرجایی! طرف هستید نه یک زن شرافتمند "
اما تیرشان به سنگ خورد .و از این طریق سودی عایدشان نگردید .
اما برای من به عنوان تلخ ترین خاطره از نهایت به حضیض رفتن انسان هایی
پست و بی مقدار. همچنان باقی مانده. با وجود گذر زمان ابدا فراموش شدنی نیست .
گل دسته 5...ما را در سایت گل دسته 5 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 99