رای اولیه

خرید بک لینک

بعد از دوندگی های بسیار . به رغم شهادت های کذب .جعل مدارک . و نامه های

پر از تناقض و دروغ بافی های همسر م و وکیلش . عاقبت رای اولیه

طلاق از شعبه ......دادگاه خانواده ونک صادر شد .

بر اساس رای مکتوب . مقرر گردید :

"همسرم یکی از کوچکترین واحدهای مسکونی خود را به عنوان "نحله " به نامم

نماید به علاوه مهریه به روز و باقیمانده نفقه را نیز نقدا بپردازد .

مهریه ام با محاسبه روز حدود دوازده میلیون تومان می شد .

(زمان ازدواج بیست وپنج هزار تومان بود ) .نفقه های معوقه را هم

دادگاه با توجه به شرایط تعیین و طی حکم صادره اعلام نمود .

البته یک بار نزدیک بود سر همین مبلغ مهریه کلاه سرم برود .

قضیه از این قرار بود :

"مایل بودم تا توانایی جسمی دارم به حج واجب بروم .همسرم مبلغ نهصد هزار

تومان داد .مقداری هم خودم گذاشتم . به صورت آزاد سال 76 مشرف شدم .بعدا

هر جا نشست گفت :

"مهریه اش را دادم که مکه برود "

من اوایل واقعا فکر می کردم مهریه ام به روز. حدود یک میلیون می شود .کمی

تحقیق نمودم آن زمان حدود پنج میلیون تومان بود.

به همین دلیل برای اینکه حج انجام شده مشکل دار نشود .با فاصله اندکی

مبلغی را که داده بود به او برگرداندم . با اخذ سند کتبی . حسابم را تسویه

کردم .اما او دست بردار نبود حتی در دادگاه هم اعلام کرد :

"مهریه اش را پرداختم با آن رفته مکه !!"

سندش را هم رو نمی کرد چون می دانست خیلی ضایع است و دادگاه قبول نمی کند

که هیچ .آبرویش هم می رود .تنها شفاهی می گفت .

قسمت خنده دار موضوع هم این بود به همه دوستان و اقوام توصیه می نمود :

"مهریه همسرتان را بدهید .درست مثل من .که همین اخیرا پرداختم "

صد البته چنانچه با شیوه ایشان محاسبه می نمودند شبیه مبلغی می شد که

من دریافت نمودم !.

طی آن سال ها (دهه 50 .مهریه ها نوعا حدود پنجاه تا صد هزارتومان

یا سکه بود .)

اما از آنجایی که هدفم از ازدواج خیلی محترم بود ضمن ساده برگزار

نمودن مراسم .کلا خواهان مهریه نبودم .اینرا هم برادر ارشدم

اصرار داشت .

به هر حال این رای با توجه به چهار نکته صادر گردید :

1- طلاق به تقاضای مرد بوده .

2-در سند ازدواج بندی مبنی بر تنصیف اموال در صورت متقاضی شدن مرد به

طلاق وجود نداشت (.سال ها بعد اضافه گردید ).

3- همسرم کلیه اموال غیرمنقول خود را پس از ازدواج به دست آورده .

4- مهریه ام حتی به روز به قدری پایین است که کفاف رهن یا اجاره یک واحد

در منطقه متوسط نشین را هم نمی دهد .

به قول قاضی این کمترین حق من پس از حدود 37 سال زندگی مشترک بود .و تنها

یک سرپناه برای روزهای سالمندی به شمار می رفت .

مهمتر اینکه سال ها کارمند بودم و حقوقم را مخلصانه در اختیار خانواده

گذاشتم . از طرفی همسرم کلیه خانه هایش را به اسم خودش کرده بود و

من کمترین سهمی در ثروتش نداشتم .

جالب اینکه صدای خانواده اش هم در آمده بود که :

"حداقل باید ویلای شمالش را به اسم تو می کرد یا این واحدی که در آن زندگی

می کنید "

و من هر بار با خنده جواب می دادم :

"زن و شوهر دستشان در جیب یکدیگر است "

غافل از اینکه دست او در جیب من است !.نه دست من در جیب او !.

این اواخر که کمی عاقل شده بودم .بخشی از هزینه های خانه را طی چک به

فرزند ارشدمان می داد تا نقد کند و به من دهد (بسیار تحقیر آمیز و برخورنده )

شخصا به من نمی داد .در حالی که یک روز اهم کارهای بانکی و اداری اش را

من انجام می دادم .

بگذریم که هر ماه مجبور بودم کلی روی مبلغ چک اضافه کنم که لنگ نمانیم .

این شد که حدود ده سال بعد از ازدواج با تشویق های من همینجور خانه خرید .

من هم دلم خوش که هزینه های زندگی را می دهم و این خانه ها به من و بچه ها

هم تعلق دارد . بسیار کسر شانم بود که بخواهم یکی یا حتی بخشی از یکی را

به نام من نماید !.

از رای صادره نسبتاراضی .و خود را آماده کرده بودم وسایلم را به همان واحدی

که حدودا 80 متر و نامش کتابخانه و یک طبقه پایین تر از

محل سکونتمان بود منتقل نمایم .بچه ها هم قبول کرده بودند .

به هر حال نیاز به یک سرپناه داشتم و پس از این همه سال سرگردانی آن هم

با دست خالی برایم سخت بود .

بدتر اینکه بیماری دیابت نوع 2 و درد در ستون فقرات

بین مهره های 5 و 6 حاصل مستقیم سختی ها و استرس هایم

طی این سال ها بود .

به آرامش جسمی و روحی توامان نیاز داشتم .

اما دقیقا یک روز مانده به قطعی شدن رای اطلاع یافتم همسرم به وسیله وکیلش

اعتراض و رای به شعبه......تجدید نظر تهران رفته .

در حقیقت این آخرین انجام وظیفه وکیل قبل از سه ماه حکم تعلیقش بود .

گل دسته 5...

ما را در سایت گل دسته 5 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 21:10

صفحه بندی