تجدید نظر 3

خرید بک لینک

همسر برادر شوهردوم (جاری )توضیح مختصری خواست .

برایش در چند عبارت کوتاه گفتم .

قرار شد با شوهرش صحبت کند .باز تماس بگیرم .

چند روز بعد مجدادا به خانه برادر شوهر زنگ زدم .جاری گفت :

"با حاج آقا صحبت کردم گفتند با دفترشان تماس بگبرید "

بعد هم یک شماره تلفن داد .

بلافاصله با دفتر تماس گرفتم .آقای نسبتا مسنی گوشی را برداشت .

خود را معرفی نمودم .او هم شماره فاکسی را دادکه صحبت هایم را کتبا بنویسم

تا به رویت حاج آقا ......برساند .

خوب تا اینجا خیلی بد نبود .اگرچه از اجتناب برادر شوهر نسبت به ملاقات حضوری

کمی مکدر شدم !! اما به حساب مشغله زیادش گذاشتم .

در یک صفحه مختصر و مفید خواسته ام را نوشتم با این تاکید :

"قاضی تجدید نظر مدعیست مرید شماست . لطفا به ایشان توصیه نمایید جانب

حق را رعایت کند .شما بیش از هر فردی از مسایل ما مطلعید و خوب می دانید

زمانی که همسر برادرتان شدم . (خوشبختانه هم در خواستگاری و هم

روز عقد شخصا تشریف داشتید ) برادرتان آه در بساط نداشت .و........"

منشی دفتر یعنی همان آقای مسن اعلام وصول نمود و قول داد در اولین فرصت

خدمت حاج آقا .....بدهد .

خیالم راحت شد. شدیدا انتطار یک تغییر داشتم .

اما متاسفانه کمترین سودی نداشت .قاضی همچنان بر رای خود پای می فشرد .

چندین بار به قاضی اعلام نمودم :

"گول برادر ارشد را نخورید .این دو از زمانی که ما ازدواج نمودیم یعنی

سال 1353 رابطه ای با هم ندارند .!تنها برادر دومی نسبت به مرحومه

مادر مشترکشان انجام وظیفه شرعی می نمودو سالی یکی دو بار در حد

نوشیدن یک استکان چای به دیدنش می رفت.

اصولا با کل فامیل پدری مراوده چندانی در این سال ها

نداشته .راه زندگیش را سال ها پیش از اقوام تسبی اش جدا نموده........"

مطمینا صحبت هایم برای قاضی قابل هضم و فهم نبود :

"مگر امکان دارد دو برادر از یک والدین با دو سال فاصله سنی اینگونه باشند ! "

از طرفی مشخص بود درگیر کذب گویی های همسرم و برادر ارشدش هم قرار داشت

که می خواستند از این طرفند مرید و مرادی به نفع خود سود ببرند !

الان که اینها را می گویم :

واقعا نمی دانم برادر شوهر دوم به قاضی توصیه ای داشته یا نه ؟!شاید توصیه

داشته اما قاضی آن را جدی نگرفته !

یا دادنامه من را کلا دریافت ننموده !! و از ماجرا بی اطلاع مانده !!!

هرچه بود .من تاثیری در روند پرونده احساس نکردم !.

با این وجود :

زمانی که شنیدم در بیمارستان بستری شده و حال مساعدی ندارد با وجود گذشت

سال ها از این ماجرا :

"با اطاق و یکی از همراهانش چند بار تماس گرفتم و آرزوی بهبودیش را نمودم .

طرف بعد از دومین تماس گفت :

"حاج آقا ....از لطفتان تشکر می کنند و سلام می رسانند "

بعد از شنیدن خبر فوت . به خانه اش زنگ و تسلیت گفتم "

به هر حال عمویی برای فرزندانم بود که بدی و ضرری تا آن روز به ما نرسانده

و .همیشه کنار ماجراها بود .نمی توانستم در کسوت طلبکاری با این یکی باشم .

اما برادر ارشد بدی های زیادی در حقم روا داشت از نوشتن طلاقنامه شرعی و

خلاف قانون گرفته تا حضور مکرر در دادگاه تجدید نظر با هدف زایل نمودن

حقوق قانونیم آن هم تنها به دلیل نفوذ همسرم در دستگاه های ذیربط.

والا هرگز کمترین ارادتی به برادر آخرین خود نداشت .

همیشه همسرم زمان دشمنی با او . می گفت :

"فلانی به قدری سود طلب است که توپ را هم در هوا می گیرد !"

بعد چه شد که طی نامه هایش به دادگاه می نوشت :

"برادر بزرگوار حضرت ...........هم این را تایید نمودند یا ......"!!

آنچه برایم قابل تامل است اینکه :

"نه تنها من .بلکه کل فامیل که سالها شاهد دشمنی سخت میان این دو بودند

از این پیوند مجدد دو برادر سخت متعجب ! و همچنان باور نمی کنند

به آسانی و بدون دلیل رشته کاملا پاره شده اخوت برادریشان

مجدادا جوش خورده باشد!! .برادرانی که حتی حاضر نبودند در مراسم

جشن ازدواج فرزندان یکدیگرهم شرکت کنند!چه رسد به

رفت و آمد عادی و خانوادگی "!

مدتیست این برادر هم از دنیای خاکی رخت بسته .لکن هرگز ظلمی را که در حقم

نمود فراموش نخواهم کرد .به جای اینکه به برادر چندین سال کوچکترش توصیه

به عدالت نماید تنها به دلیل بهره برداری از موقعیت .جهت از سر گذراندن

مشکلات تجاریش با او همراهی نمود .!

مطمینا من هم ببخشم خداوند هرگز نخواهد بخشید.

خوشبختانه آنگونه می میریم که به دنیا آمده ایم .

فارغ از هر گونه پوششی متفاوت . به طور کاملا یکسان.

.محل خاک سپاری هم نمی تواند نجات دهنده ما باشد .

تنها اعمال است که می مانند .زنده و تا ابد جاویدان .

بگذریم .......

روز قرار با خانم وکیل و کارشناس دادگستری به نام ن-ش فرا رسید

یک روز صبح عازم دفتر وکالت این خانم در شرق تهران شدم .تا پس از کنکاش

در رابطه با اعتراض مکتوب همسرم ببیند :

" آیا مستحق دریافت 35 میلیون تومان . آن هم بعد از 37 سال زندگی

مشترک هستم یا نه ؟"

گل دسته 5...

ما را در سایت گل دسته 5 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 21:10

صفحه بندی